عنوانم کجا بود!
جمعه بیست و هفتم شهریور 1388سلام دوستان امیدوارم که خوب باشید
خوشحالم که فرصتی دست داد تا بتونم تو ماه شهریور مطلبی رو پست کنم تا در لیست آرشیو شهریور 88 هم
باشد! حال و هوای شهر ما مثل سالهای قبل این روزها پاییزیه و من این حال و هوا رو دوست ندارم.
حدود 40 روزی تو آموزشی سربازی بودم تو سپاه ارومیه . 15 روزی هم مونده .4 روز مرخصی دادن که ساعت 4 بعدازظهر یکشنبه تموم میشه یعنی اون موقع باید تو پادگان باشم.
سخت سخت که میگفتن اونجوریا هم نبود یعنی شاید مال ما تو رمضان بود زیاد سخت نبود ولی خیلی ک... بود!
سختی فقط تو اذیت شدن و فعالیت زیاد نیست که دوری از شهر و دیار! از یار و دلدار! از کوی و برزن! از دختر اززن! از پدر از مادر از خواهر برادر! اینا همش سختیه دیگه.
اغراقه (درست نوشتم؟!) اگه بگم هر روزش یه سال میگذشت ولی باور کنید لااقل هر هفتش یه ماه میگذشت. جمعه ها هم بدترین روز هفته بود
زیاد دلم نمیخواست درموردش چیزی بنویسم . ولی بخوام نخوام جزئی از زندگیم شده و حداقل یه سالی در خدتمتشم و اگه اینجا هم ننویسم پس کجا بنویسم؟
وقتی مطالب و خاطرات دوستان اینترنتی را میخونم احساس میکنم که اکثرشان مثل من یجورایی ساده دل هستن! سریال صاحب دلان یادتان هست اول اسمش ساده دلان بود و من وقتی دیدم که اسمش اونه به جرئت سازندگانش احسنت گفتم داستان مردی بود که قرآن میخوند و ... موقع پخش دیدم اسمشو عوض کردنگذاشتن صاحب دلان! فهمیدم که ساده دلی همون صاحب دلیه ! ساده دلی و پاکی لوح دل برای زندگی کردن در این اجتماع وحشتناک اصلا به درد نمیخوره. من اینو اونجا بهتر از قبل درک کردم ولی... ولی چه کنیم که آدمها هر کاری کنند نمیتوانند از ذات اصلی خود برگردند و همان هستن که بودن. و مجبوریم که همانطور کههست به زندگی خود ادامه بدهیم به امید فردا.
فعلا
یک پست شخصی
سه شنبه ششم مرداد 1388خیر مقدم برای دوست نازنینم
سلام خوبی؟
بی خبر رفتی.حالا هم که خودم پیدات کردم. به وبلاگ خودت خوش اومدی![]()
آرزومه که همیشه شاد باشی و غم تو دلت راه ندی![]()
بازم میگم که خوش اومدی قدمت به روی چشم![]()
برای آشنای تازه
جمعه نوزدهم تیر 1388برای آشنای تازه
۱- دیدن و از یاد نبردن
چه کنم؟!... چه کنم که احساس می کنم باز دلبسته شده ام... میترسم از عاشقی های تنهایی ... از دلخوشی های بی محل... شاید اگر تو نمیخندیدی وضع این گونه نبود چه کنم که ظاهری آرام و مهربان دارم! چه کنم که در حالی که همه چیز دارم هیچ ندارم سهمم از دوست داشتن ها فقط حسرت است چه کنم که یا دوست نمی دارم و نمی توانم تظاهر کنم و یا خیلی دوست می دارم و نمی توانم درست اظهار کنم ... همیشه فقط بغض و تنهایی
ساکتی و خودخواهی... قصه ی تلخ زندگی من...
تو رو بخشیدم
سه شنبه شانزدهم تیر 1388تو رو بخشیدم به دریا ، تو رو بخشیدم به مهتاب
به سلامت نازنینم، تو رو می سپارم به آفتاب
دیگه با تو نمی رقصم ، دیگه با تو نمی خندم
به خدا تا ته دنیا، به کسی دل نمی بندم
تو رو بخشیدم به دریا، تو رو بخشیدم به مهتاب
شب بارونی چشمات، زخماتو یادم میاره
نگاه کن از پشت شیشه ، داره باز بارون می باره
گریه کن مثل بهار و میوه کن مثل تابستون
اسم پاییزو نیارو برفی شو مثل زمستون
تو رو بخشیدم به دریا، تو رو بخشیدم به آفتاب
خودتو از نو بنا کن، به کسه دیگه نگاه کن
دیگه فکر من نباشو ، تا سحر خدا خدا کن !
سوره ی محمود(ع)
یکشنبه چهاردهم تیر 1388سوره ی محمود نازل شد.
میم الف نون (1) و تو چه میدانی از محمود (2) که این محمود از سه رئیس جمهور قبل خود برتر است(3) او را از خاندانی شایسته مبعوث کردیم که تمام باجناقها و داماد باجناقهایش جملگی از صالحیناند(4) و چون شتر خز شد در محمود تعقل کنید(5) او هر چه که بگوید حناق نگیرد و این نشانی است برای اهل تفکر (6) در چهارسال دولت او نشانههایی برای مومنین قرار دادیم(6) همانا به موسی ید بیضا دادیم و به او هاله نور(8) که از آن بهتر است و کم مصرفتر و ما خیلی خفنیم(9) قسم به زمانی که درصد تورم به عرش ما نزدیک شد(10) پس سوار بر نمودار تورم شد و به معراج آمد(11) ای محمود ما بشارت ده ایمان آورندگان به خود را به پخش سیب زمینی مفتی در هر جمعه (12) و بر ایشان مبارک باد بهشتی که در آن درخت هست و در کفش خطوط بی.آر.تی جارییست(13) پس گروهی به طغیان پرداختند و خود را سبز کردند به آنها بگو که علف هرز هم سبز است بدرستی که ما حالگیر و حاضر جوابیم(14) بر تو باد دوست داشتن و گاهی دلسوزی بر آنها و بیادشان آوردن که اطلاعات اشتباه گرفتهاند که اکثرشان نمیدانند (15) و حتی رسوا کردن همسرانشان که آنها در جهنم در حالی که کیف گلگلی بر دوش دارند بر آتش همسرانشان هیزم میگذارند(16) و قبل از ان از آنها سه مرتبه اجازه بگیر و بگو: بگم؟ بگم؟ نه بگم؟(17) همانا که در انتخابات اجباری نیست(18) پس هشدار ده به آنان که اگر از ظلمات خارج شدند و بسوی هاله نور آمدند ما ایشان را دوست خواهیم داشت و اگر همچنان به طاغوت بازی خود ادامه دهند در آتش دوزخ جاودانند(19)
منبع:وبلاگ اسپایدر من